سلاااااااااااام ای دوستااااااااااااان گرامی....!
خوبین؟
خدایی چه حالی میده بعد چند روز میای وب و میبینی
30 تا نظر جدید داری
!انگار دنیا رو بهت دادن!![]()
این اخرین اپمه قبل از امتحانا.....ای
خدااااااااااااا دوباره شروع شد!![]()
دیروز که نرفتم مدرسه امروزم که رفتم زنگ اول سر
کلاس بودیم امتحان روخوانی قران داشتیم.....زنگ دومم امتحان هندسه داشتیم که
مرخصمون کردن بریم خونه ! ولی ما مگه میرفتیم...حالا اگه میگفتن بمونین خودمونو
میکشتیم بریم خونه!![]()
الکی الکی صبح زود بیدار شدیم رفتیم مدرسه ......
حالا این هیچ حیف اون همه هندسه ای که خوندم....گفتم اینو نمره کامل بگیرم جبران
بقیه شیرین کاریام بشه.....ولی کو شاااااااااااااااااااااااااااااانس.....!![]()
خلاصه بگم که دبیرا رفتن بیرون خوش
گذرونی
.....مام یه نیم ساعت دم در مدرسه بودیم بعدش رفتیم با دوستام دووووور زدیم
........![]()
اخرشم با دوستم(صدف)برگشتیم و رفتیم تو پارک کنار
خونمون نشستیم به حرف زدن....خلاصه ساعت 12 رفتم خونه!![]()
راستی از 25 امتحانای مسخره شروع میشه . فک کنم
11 خرداد تموم میشه !
همش هم یه روز در میونه!!!![]()
دیگه خبری نیست دوستان !
ببخشید اگه جواب نظراتتونو دیر میدم
....چون وقت
امتحاناست دارم سعی میکنم درس بخونم ولی تا کتاب باز میکنم خوابم میگیره!!!![]()
این اپم 3 تا مطلب جدید توش داره.....![]()
راستی اقا پسرا....ناراحت نشین مطلب در مورد پسرا
میزارمااااا باور کنین منظوری ندارم....!![]()
این مطلبمم گذاشتم تا از دلتون در
بیاد......البته بگم این مطلبا باعث میشه خودتونو بیشتر بشناسین و از اون غرور
الکیتون یکمی کم بشه!![]()
دلم براتون تنگ میشه.......![]()
خیلی دوستون
دارم......
.......بعد از امتحانا میااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ![]()
بای بای![]()
روش تهیه پسر:![]()
مواد لازم برای تهیه مرد
دنبه وچربی ۱تن!
ادعا ۱ خروار!
رو ۱ من !
مخ۱ مثقال!
احساس هیچ مثقال!
مقایسه فواید دختر با پسر:
دخترا
مثل یه کتاب رومان قشنگ میمونن که اولین صفحه رو که ورق بزنی باید تا آخر اونو
بخونی و هیچوقت از خوندنش سیر نمیشی![]()
ولی پسرا مثل روزنامه میمونن یکبار که خوندی تکراری میشن و فقط بدرد شیشه تمیز
کردن میخورن و یا حتی مچاله کردن!![]()
سیر تکمیلیه مغز آقایون:
وقتی به دنیا میان تا سن ۱۵ سالگی که به سن تکلیف میرسن مغزشون همون نخودیه که موقعه ی به دنیا اومدن اندرون کله ی مبارکشون بوده همون اندازه ای میمونه
از سن ۱۶ تا ۳۰ بالاخره به امید خدا با تلاش و کوشش و همت فراوان و دوا درمون فراوان و تو سری خوردن از دخترای گل مثل ما یکم این مغزه رشد میکنه و تبدیل به فندق میشه
از سن ۳۱ تا ۸۰ این فندق باز هم رشد میکنه و به مرحله ی پسته میرسه
اما از ۸۱ به بعد به علت مرگ دیگه وقت نمیکنن که مغزشون به تکامل برسه و عزی جون (همون عزرایل ) میاد تن لششون رو جمع میکنه و میبره و خیلی کم پیش میاد که مردی به تکامل ذهنی برسه تازه اونایی هم که خیلی شانس میارن و به سن ۸۱ سالگی میرسن تازه این پستهه سر باز میکنه و از مقام چپلک به مقام چپل میرسن
نتیجه
گیری:
آقایون هیچوقت به تکامل ذهنی نمیرسن![]()
به نام مغز را فعال کنند، عضوي که آنان منکر وجود آن هستند.
برنامه: 4 واحد اجباري
واحد 1 : کلاسهاي اجباري
1. بياموزيم چگونه بدون مادرمان زندگي کنيم.(2000 ساعت)
2. زن من مادر من نيست.( 350 ساعت)
3. تمام درآمدم را به زنم مي دهم.(550 ساعت)
4. مي فهمم که فوتبال ورزش نيست و رونالدو يک ابله است.(500 ساعت)
5. زن من پرستار من نيست.
6. زن من کلفَت من نيست.
واحد 2 : زندگي مشترک
1. بچه دار شدن بدون احساس حسادت.(50 ساعت)
2. من ديگر به دوره هاي دوستانه ي زنم دوره ي احمقها نمي گويم.( 500 ساعت)
3. ترک اعتياد به بازي کردن با کنترل از راه دور تلويزيون.( 550 ساعت)
4. من ديگر سر پا ادرار نمي کنم. من پيشرفت کردم و تکبر را کنار گذاشتم....( تمرين
عملي همراه با نوار وي ديو 100 ساعت)
5. من ديگر دوش استخر را با دوش حمام اشتباه نمي گيرم.
6. چگونگي انتقال لباسهاي کثيف به سبدشان بدون پخش و پلا کردن آنها.
( 500 ساعت)
7. چگونگي بهبود يافتن از سرماخوردگي بدون از دست دادن اميد به زندگي.
( 200 ساعت)
8. چگونگي به تنهايي لباس پوشيدن،به تنهايي لباس انتخاب کردن و دانستن محل کمد
لباسها.
واحد 3 : تفريح و سرگرمي
1. اتو کشي در دو مرحله:
الف) يک پيراهن در کمتر از 2 ساعت
ب ) تکرار با ديگر لباسها ( تمرين عملي)
2. تميز کردن خانه... فعاليتي مطلوب و دلپذير.
3. فراموش نکردن بيرون بردن زباله ها.
4. به خاطر سپردن معناي جاروبرقي: وسيله اي براي تميز کردن خانه که گرد و خاک و
آشغالها را جمع مي کند.( براي استفاده ي بهتر به بخش 1 واحد 4 توجه کنيد.)
5. چگونگي استفاده از دستمال گردگيري.
6. جمع کردن خرابکار يها بعد از انجام تعميرات در خانه.
7. بياموزيم معادل زنانه ي + نشستن جلوي تلويزيون ; ، + ايستادن کنار اجاق گاز;
نيست.
واحد 4 : کلاس آشپزي
سطح 1 (مقدماتي): وسايل خانه:
ON
: روشن کردن دستگاه
OFF:
خاموش کردن دستگاه
سطح 2 ( پيشرفته): درست کردن اولين سوپ آماده بدون سوزاندن آن.
( تمرين عملي: قبل از اضافه کردن مواد، آب را بجوشانيد.)
سطح 3 ( تخصصي): درست کردن چاي بدون فراموش کردن آب و چاي، و دم کردن آن داخل قوري
و نه کتري.
سطح 4 ( عالي): تعارف کردن چاي بدون اين که نصف آن در نلبکي بريزد
خوبین؟؟
ببخشید این مدت چون بعد از عید بود و منم هیچی درس نخوندم و کلی هم امتحان داشتم نمیتونستم بیام نت.....
به بزرگی خودتون ببخشیدم و قول میدم در اولین فرصت نظراتونو تایید کنم.....
ولی خدایی خیلی حال میده یه مدت نت نیای بعد که میایی ببینی کلی بهت نظر دادن!
نمیدوووووووووووووووونین دیروز چی شد! عشق زندگیم اووووووووووووووووووووووومد......
نمیتونین تصور کنین که من چقد دوسش دارم.....الهییییییییییییییییی دورش بگردم......الهییییییییییییییییییی قربونش برم.....الهییییییییییییییییییی فداش شم..........
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الکی ذهن خودتو منحرف نکن.....منظورم داداشم بود..دیروز از سلیمانیه اومد و تا اخر هفته هستش.....یوهووووووووو
راستی شوهر خواهر گرامی هم 2 روزی میشه از دبی برگشته.....
یه خبر عااااااااااااااااااااااااااااااالی دیگه این که داداشم واسم iphone خریده! هورا هورا......بالاخره از دست اون گوشی 5800 مسخره راااااااااااااااااحت شدم........
دیگه خبری نیست.........
راستی امروز تولد یک سالگی وبم بود....
خیلی دوستون دارم.....در اولین فرصت بهتون سر میزنم.....
ماااااااااااااااااااااااااااااااچ بای بای
اینم اپ جدید برای شناخت پسر قدیم و تغیر یافتن این موجود شناخته نشده به پسر جدید.....
تا دیروز میگفتن دوست دختر امروز میگن داف(هر چند نمیدونن داف با چه الفی نوشته میشه)
تا دیروز موهاشون رو با ژل سیخ میکردن امروز با اندوگراف (هر چند شما پسرا عقلتون به اندوگراف نمیرسه)
تا دیروز رو کاغذ کاهی شماره مینوشتن امروز روی بیزینس کارت شماره میدن(هیچ جا هم اعتبار نداره)
تا دیروز سقز میترکوندن امروز اکس میترکونن(سقز هم بهشون توهم میداده)
تا دیروز آشغال میذاشتن دم در امروز هم با آشغالا می ایستند دمه در(اونم با عینک دودی)
تا دیروز آتاری بازی میکردن امروزه دختر بازی می کنن(همش هم game over میشن)
سلام سلااااااااااام
خوبین ؟
میبینم رفتین بیرون 13 بدرو ترکوندیناااااااااااااااااا
ایشالا بهتون خوش گذشته باشه به من که اصلا خوش نگذشت!!!
اول کاری داشتیم میرفتیم بیرون شهر چون ترافیک بود زیاد نمیشد تند رفت.....تو ماشین بودیم یهو دیدیم یه چیزی زد و ایینه سمت شاگرد ماشین به اندازه 180 درجه رو به بیرون خم شد و رفت....حالا میپرسی چی ..... یه دونه از این ماشینای بزرگ چه میدونم اسمش چی بودزد و رفت.....مام دیروز یادمون رفته بود مدارک ماشینو ببریم...چون 5 تا ماشین بودیم بابام تو ماشین عمم اینا بود.....ز زدیم به پاپی و گفتیم بره یارو رو نگه داره!حالا مرده پررو پررو میگفت تو به ماشین من زدی حالا این هیچی میگفت اون موقع یه زن پشت ماشین نشسته بود!داشتیم یه چیزیم بدهکار میشدیم!!!!یعنی اگه ولم میکردن همون موقع میرفتم فک یاروه رو میاوردم پایین!اخر سرم بابام ازش پول نگرفت ولی شماره ماشینشو برداشتیم.....
این از اول کار..........
بعدش رفتیم رسیدیم یه جای خیلی خیلی مزخرف!جامون یه باغ بیرون یه دهات بود.....نه ابی داشت نه درختی هیچی.....همش زمینش سبز بود....حالا اینم هیچی(البته درخت داشت ولی درختاش باهال نبودن)
رفتیم به این بچه های فامیلامون سه نفری دور بزنیم....میبینیم کل خانواده افتادن دنبال ما.....رسیدن هی میگفتن کجا دارین میرین؟خطرناکه تنها میرین...نمیگین یه موتور بیاد جلوتونو بگیره میخواین چیکار کنین؟...اونجایی که میرفتیم خلوت بود مام گفتیم راست میگن برگشتیم سر جامون........
عصر خواستیم بریم اون طرفی که شلوغه و موتور پوتور نمیتونه بیاد دیدیم هنوز 2 قدم بر نداشتیم افتادن دنبالمون....اوباره اومدن گیر میدن اونور نرین مجرد پجرد زیاده!یعنی من اعصابم خورد شده بود که نگو.....این دختر عموی دختر عمم (درکش کردی؟)هم هی میخواست به این دوست پسر بی خاصیتش ز بزنه ولی چون انتن نبود هی میگفت بریم اینور بریم اونور انتن بیاد بیشتر اعصاب منو خورد میکرد......
تا اخرشب همونجا نشستیم نه عکس گرفتم با مامانم اینا نه رقصیدم.......در کل مسخره ترین 13 بدری بود که داشتم
فقط اخرسر از این تره مرقه و اینا اورده بودیم اونا رو ترکوندیم کنار جاده کلیم مردم حال کردن
تو راه برگشتم5 تا ماشین به هم زده بودن....بیچاره ها ماشیناشون له شده بود.....باز جای شکرش باقیه که خسارت جانی نداشت
راستی جمعه این هفته ای هم که گذشت رفته بودیم بیرون شهر.......اونجا خیلی خوش گذشت....کلی زدیم و رقصیدیم و عکس گرفتیم.....جای تک تکتون خالی بود...جاش خیلی باهال بود....ولی این گردشم دردسر خودشو داشت.....خواهرم کمر درد شدید گرفت اخرشم 2 روز پیش رفت بیمارستان امپول زد.......خودمم خاک رفته بود تو چشم.چشممو میدیدی با بادکنک اشتباه میگرفتیش!باور کن جدی میگم
فردا شب هم این دوستمون از بندر اومده بود برمیگرده بندر...... کلا خانوادگی دپرسیم از الان
واااااااااااااااااااااااااای خدا شنبه دوباره مدرسه شروع میشه ...اه...کی این تابستون میاد راحت شیم!اوووف....این عیدم کلی برنامه ریخته بودم واسه دوره و اینا ولی هر کاری کردم اصلا دست و دلم به درس نمیرفت....امروزم فهمیدم شنبه امتحان ریاضی داریم.....خدا رحم کنه و بس
الانم داره بارن میاد........شیطونه میگه بری بیرووووووون.....واسه خودم زیر بارون وایسم!!!!!به به چه کیفی میده هااااااااااااا
دیگه خبری نیست......
دیگه فک نکنم توی مدارس بشینم پای کامپیو جز 4 شنبه و 5 شنبه ها.....اگه بودم حتما بهتون سر میزنم.....
خیلی دوستون دارم
بای بای
۱-با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ و ضایع نپوشن
۲-از کلاس پنجم دبستان ۳تیغه نکنن
۳-از دیدن یک فروند دختر جوزده نشوندو تیکه جواتی نندازند
۴-پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنند وتصمیم به ازدواج نگیرن
۵-در مقابل دخترها احساس با مزه بودن نکندو هی چرت و پرت نگن
۶-کت و شلوار صورتی با پیرن زرد نپوشندو کروات قهوهای نزنن
۷-در آن واحد با چندتا دختر دوست نباشن و به همشون قول ازدواج ندن
۸-از ۹سالگی پشت ماشین باباشون نشیننو پدر ماشینو در نیارن
۹-احساس خوش تیپی نکننو خودشونو دختر کش ندونن
بلدیم چه طوری بدون اینکه زور بازویی لازم داشته باشیم روی بقیه رو کم کنیم.(با زبونمون)
به سادگی اب خوردن می تونیم چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازیم
انقدر زود همه چی رو می گیریم که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسیم
خیالمون از بابت سربازی راحته!
صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشیم ککمونم نمی گزه
بهشتم که زیر پامونه
چراغ هر خونه ای یک زنه.
یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید
از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده
چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به دختر بوده
درهای کعبه تنها به روی یک زن باز شد
مجبور نیستیم واسه اینکه یه نفر به خواهرمون چپ نگاه کرده ،خون و خونریزی راه بندازیم.نه اینکه رگ غیرت نداشته باشیم ! درواقع اپن مایندیم
هیچ وقت مجبور نیستیم به تعداد موهای سرمون بریم خواستگاری.کافیه فقط یه "بله" کوچولو بگیم اونم با هزار منت و ناز و کرشمه
خدایی اگه دروغ میگم بگین دروغ میگی !![]()
سلاااااام به دوست گوگولی مگولی خودم
خوبی؟
سال نوت مبااااااااررررررررررررررک
***
عید اومده عید اومده بهااااااااااااااره!
شادی رو به خونمون میااااااااااره!
***
عید شما مباااااااارک...
نوروز پیروز شما مباااااااارک...
***
هر روزت نوروووووز
نوروزت پیرووووز
***
هییییی.....زمستونم تموم شد 
امید وارم سال 91، سال خوبی برات بوده باشه...!
امید وارم سال 92 ، سال خوبی برات باشه....!
چون فردا عیده فک کردم بهتره این اپ رو قبل از عید بزارم....سر سفره یادی هم از من بکنی....
واسه منم دعا کنیااااااااااا.....
بازم سالو بهت تبریک میگم گینگولی من!!!
ایشالا لحظات خوبی رو در کنار خانوادت داشته باشیی...
ایشالا خدا همه ی ارزوهارو براورده کنه....
ایشالا همه ی مریضا شفا پیدا کنن....
ایشالا سال جدید پر از خوشی باشه.....
ایشالا کسی چشم انتظار نمونه....
ایشالا همه ی عاشقا به معشوقاشون برسن....(ایشالا خدا یه عاشقم واسه من بفرسته!همگی بگین الهی امین.....باصدای بلند امینو)
(من دیگه چیزی یادم نمیاد....اگه نظری داری بگو)
راستی ازت میخوام واسه ی پایان این سال یه جمله واسم بنویسی !هر چی میخوای بگو....
یه چیز دیگه .... امروز ۴شنبه سوریه شیطونی نکنیااااا....کارای خطرناک نکنیااااا....دست تو دماغتم نکن باشه گلم؟؟؟

مـــن چقــدر دلتنگــــم
و چقدر تشنــــه لبخند کسی کـــه بــــــاران را میشناسد
دریـــــا رامیفهمد
و میداند سنگ سنگ است و نبـــــاید پــــــرتــاب کرد...

سلام خدمت دوستان شریف و بیکار ولوووووووووووو در نت
خوبین؟؟؟؟ ایشالا بهتر شین.........
خوشین؟؟؟ایشالا سلامت تر شین..........
بزارین جدیدترین اخبار رو خدمتتون عرض کنم.......
اخوی گرامی که از بندر برگشت اقا هوایی شده بود که برگردیم بندر.....بابای منم سریع منتظره رضا لب تر کنه بابام میگه اوکی......خلاصه نزدیک بود برگردیم بندر (گرچه من از خدام بود).....ولی خوب داداشم الان رفته عراق.....واسش کار پیدا شده سر مغازه کار میکنه.....روزی 200 تومن خودمون در میاره خدارو شکر.........یه مدتی اونجا میمونه یکم پول مول جمع کنه میاد اینجا مغازه میزاره !
خواهرمم از کارش اومد بیرون......با مدیر عامل دعوا گرفت......حالا پسره هم همش یه سال از خواهرم بزرگتره ! الکی یه ایرادی چسپوند به خواهرم.....این اجی مام که اعصاب معصاب نداره سریع اومد بیرون...!
خواهر و شوهر خواهرم هم از کارشون اومدن بیرون میخوان شرکت خودشونو توی عراق بزنن....!
کلا شده سریال اخراجی هااااااااااااااااا......
امروز با خواهرم رفتیم بیرون......خیر سرم خواستم کفش و کیف واسه عید بخرم.........من هیچی نخریدم خواهرم کفش خرید.........ماشالا این قیمتا اینقدددددددرررررررررررررررررررر مناسبه که ادم دلش میخواد همش خرید کنه!!!!!گرچه پولش زیاد مهم نیست ولی چیز خوشکل پیدا نمیشه!
واقعا یه چیزایی یه قیمتااااااااااااااااااااااایی واسش گذاشته بودن که یعنی من دلم نمیومد نگاشون کنم!این که میگم دلم نمیومد نگاش کنم نه این که زشت باشن.....یعنی زشت بودن ولی نه خیلی.....من کلا خیلی سخت پسندم!امروز کل بازارو گشتیم اخرشم یه کفش انتخاب کردم میگفت 58 تومن ....رنگ مشکیش ناز بود که نداشت!هییییییییییی اگه من شانس داشتم که اسمم بهاره نبود به جاش اسمم شمسی خانوم بود!
راستی شنبه توی مدرسه خودمو کشیدم!نمیدونم چرا من چاق نمیشم یکم؟!؟!؟! سقز که بودیم باشکاهم میرفتم 53 کیلو بودم شنبه دیدم 51 کیلوم!!!!!!!!!!یعنی موندم توش!
هی میخوام یکم دردو دل کنم!حالم اصلا خوب نیست!همش توی خودمم......حوصله درس و مرسم ندارم....همه ی امتحانای این هفتمو گند زدم رفت.....فک کنم افسردگی گرفتم رفت پی کارش.....دیگه نمیتونم زیاد بیام نت یا شاید تا عید دیگه نیام!دیگه حال و حوصله ندارم......میام و نظرارو تایید میکنم.....
خلاصه حلالم کنین............اگه باهاتون بد حرف زدم یا بی احترامی کردم ببخشید!
دعا کنین یه جفت کفش واسم پیدا شه!
برای همتون ارزوی موفقیت میکنم!
خیلی دوستتون دارم.....
***
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…
دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…
دلم برای کسی تنگ است.................
سلام خدمت دوستای گل و بلبل وسمبل خودممممممممممممم
خوبین؟
خوشین؟
سلوووووومتین؟
بابت نبودم از همتون معذرت میخوام........راستش رفته بودم سقز.........
قرار نبود برم از مدرسه اومدم داشتم ناهار میخوردم خواهرم گفت میای بریم ؟ منم از خدا خواسته سریع گفتم میام....سریع حاضر شدم و رفتیم ترمینال.........ساعت 4.30 راه افتادیم . ساعت 8.15 بود رسیدیم.......یعنی کمرم له شد!
شب که رسیدیم رفتیم خونه عموم اینا.......شبش یه بارونی اووووووووومد که خدا میدونه ! یه رعد و برقایی میزد داشتم سکته رو میزدم..........خلاصه روز اول یعنی صبح 3 شنبه خواهرم و با دوستش رفت بیرون پیاده روی من بیچارم تو خونه!
عصرش من و خواهرم و 2 تا دختر عموم هام رفتیم بیرون....سقزم که اندازه یه تخم مرغه نیم ساعته تموم میشه! شبشم که رفتیم خونه.........
واسه 4 شنبه صبحش با خواهرم رفتیم بیرون ... من بیچاره هیچی نخریدم.....یه عروسک خوشم اومد میخواستم واسه دوستم مینا بخرم ولی عابربانک پول نمیداد...(یه دوس پسرم نداریم واسش کادو بخریم)...یعنی اعصابم خط خطی شد بود بیا و ببین!!!!ظهر رفتیم خونه بعد از ناهار خواهرم رفت باشگاه هندبالی که میرفت....عصرش اومد دنبالم رفتم پیش شرمین...!
الهی قلفونش بلم دلم بلاش اندازه نخود شده بود! رفتم خونشون و کلی با هم حرف زدیم و شام خوردم و خواهرم اومد دنبالم....شبشم کلی گفتیم و خندیدیم.....امروزم ساعت 9 میخواستیم بیاییم ولی خواهرم گفت خیلی زوده قرار شد 10.30 بیایم که از اتوبوس جا موندیم اخه رفتیم دنبال بابابزرگم با خودمون اوردیمش سنندج.....اخرشم با اتوبوس ساعت 12 راه افتادیم و ساعت4 رسیدیم.....به خدا کمرم له شد اینچند ساعت!
راستی ولنتاینتون مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک![]()
ایشالا پسرا یه دخترخوشکل...خوش اخلاق...قد متوسط رو به بالا...(مث خودم البته بقیه خصوصیاتمو نمیگم چون ریا میشه)پیدا کنن دخترام یه پسری که عاقل باشه...خوشکل باشه .. خوشتیپ باشه...پولدار باشه...قدشم بلند باشه ولی نه زیادی بلند که نشه صورتشو ببینی..که البته کم پیدا میشه پیدا کنن(خدایا یکی برای مام بفرست....الهی امین)
دخترای محترم خودتونم یکم تلاش کنین!همین جوری بشینی همچین چیزی نمیادااااااااااااااااااااا!از من گفتن بود!
دوستتون دارم دوستای گلم.....امیدوارم عاشقای واقعی به عشقشون برسن.....

سلاااااااااااام خدمت دوستان شریف نت..........![]()
ایشالا در سلامتی کامل به سر ببرید.............
میخواستم این اپمو مطلب غمگین بزارم چون دلیل داشت..............![]()
پریشب بابام و داداشم رفتن بندر......بسیار بسیار ناراحت شدم.
.....اخه من با بابام صحبت کرده بودم قرار شد توی این هفته که بین تعطیلی داره برام مرخصی بگیره و بریم....... اونروز باهاش حرف میزنم میگم مگه تو قول ندادی منو ببری؟
میگه اخه تو میخوای بیای اونجا چیکار؟
میگم پدر من چرا نمیفهمی حوصلم سر رفته....!
میگه خوب اشکالی نداره پاشین با شیوا(خواهرم)و مامانت برین یه دور بزنین حوصلت بیاد سر جاش.......
(توی این زمان بود که امپر چسپوندم و چشمامو بستم و دهنمو باز کردم)![]()
اینقد داد و هوار راه انداختم که خودم داشتم از سر درد میمردم.........ظهرشم هر کاری کردم خوابم نبرد....خلاصه تا خود دیشب با پدر گرامی قهر بودم.......وقت رفتن خودش اومد با هم خدافظی کنیم دلم نیومد ناراحتش کنم....باهاش اشتی کردم.........هییییی........خیلی دوست داشم باهاشون میرفتم ولی اگه میرفتم باید میرفتم خونه دوستام......بیچاره ها اونام گناه داشتن......دیگه نمیزاشتم شبا بخوابن.........![]()
اخه دلم هوای بندر کرده.......هوای دریاشو کرده![]()
همه ی این برنامه ها زیر سر این داداش مارمولکم بود.....چون نامزدی دوستش رحیمه برنامه خودشو ریخت بعد به بابام میگه من دارم 4 شنبه میرم اگه میای تا واست بلیط بگیرم اگه نمیایی هم تا خودم برم......ناگفته نمونه که اونروزم با اخوی گرامی دعوا کردم......ولی چون خیلی خیلی دوسش دارم دلم نیومد باهاش قهر باشم......![]()
وای این دوست داداشم که میگم نامزدیشه اینقد باحاله......یعنی از این بچه های کرکر خندست.....اخی یادش بخیر یه بار تولد من بود با داداشم و رحیم(دوست داداشم) رفتیم بیرون با موتورش گشتیم.....واییییییی خیلی خوش گذشت رفتیم کنار دریا و بعدش داداشمو بردیم خونه و( چون تولد داداشمم توی دی بود یه سر واسه اونم تولد گرفتیم)من و رحیم رفتیم کیک تولد و کلاه و اینجور چیزا گرفتیم و بردیم خونه........یادش به خیر........اون موقع فک کنم 4 سالم بود!!!!![]()
اخی الان دارم اهنگ مهدی احمدوند دلواپسی شو گوش میدم.... عاشق این تیکشم
(نه این عشق اتفاقی بووود/ نه من با عشق میجنگیدم
همه دل بستگی هاموووووووو/ به تو وابسته میدیدم
چه تلخه وقتی دنیاتوووووووو / به دنیای کسی دادی
که دنیاتو نمیفهمهههههههه / اصارت میشه ازادی
)(چه ربطی داشت خودمم نمیدونم!)![]()
هیییییییی........یادش به خیر.......یه شب رمضون بود رفتم شب خونه مبینا موندم.......البته بگم روز قبلش مبینا خونه ما بود چون مریض بودم اومده بود پیشم.......چشمتون روز بد نبینه(البته ببخشید که اینو میگمااااااااا ولی خوب همه مریض میشن منم اسهال و استفراغ شده بودم
)یه پام دستشویی بود یه پامم توی اتاق مبینا.......بیشعور مبینا اون روز کلی مسخرم کرد.......شبش تا صبح همش حرف چرت و پرت میزدیم....وای وقت ازان صبح بود که قار و قور شکمم بلند شد.........اخ رفتیم با مبینا توی اشپز خونه نشستیم به کیک خودن.....هییییییییی چقد چسپید........بعد رفتیم توی بالکن اتاق مبینا دیدیم همه خلق پا شدن سفره پهن کردن از کجا تا کجااااااااااااا........![]()
یه بار دیگه 4شنبه سوری من و یلدا رفتیم خونه مبینا اینا..........واااااااااااااااااااااای خیلی حال داد.....دوباره شب موندم خونشون....هرکاری کردیم مامان بابای یلدا راضی نشدن یلدا بمونه..
...الهی من قربون مامان بابای خودم برم...
...مبینا اینش خوب بود که داداش نداشت واسه همین مامانم میزاشت شب پیشش بمونم....2 تا خواهر داشت......مامانشم که الهی قربونش برم اینقد نازه که خدا میدونه.....باباشم که خیلی باهاله.....عین بابای خودمه....![]()
واقعا چه روزایی بوداااااااااااااااااا....قدرشونو ندونستم......هیچ وقت فکر نمیکرده یه روز از بندر نقل مکان کنیم یه شهر دیگه....هیچ وقت روز اخر یادم نمیره.....هی یاد پیتزا پرتغال به خیر.....هفته اخر یه سر با دوستای خواهرم هر شب بدون استثنا شام اونجا بودیم.....دیگه ما میرفتیم پول ازمون نمیگرفتن....!![]()
خدارو شکر توی سقزنموندیم وگرنه به خدا تا الان دق میکردم...
.....شاید الان بگین که من خیلی کلی بازی از خودم در میارم ولی هیچ کس جای من نیست که بخواد منو درک کنه.....اگه شما رو هم از شهری که بزرگه.امکانات داره. همه سالای عمرت اونجا بودی.همه دوستات اونجا بودن جدا کنن وضع منو میداشتین!
خووووب از این بگذریم میرسیم بحث مسخره و حال بهم زن مدرسه...
...
یعنی اگه یه بار دیگه به حرف مامانم گوش کنم بهاره نیستم..
..دیروز پا شدم این همه راه رفتم مدرسه میبینم کل مدرسه رو هم 50 نفرم نبودن!!!!فقط کلاس ما بود که 13 نفر اومده بودن....قرار نبود منم برم ولی چون مینا دوستم میرفت و مامانمم هی میگف برو دوستتم میره.....اینقد گفت که وقتی خودم فک کردم دیدم بهتره برم تا غرغرای مامانمو گوش کنم.....![]()
رفتیم همش بیکار بودیم.....اخر سرم 20 دیقه زودتر مرخص شدیم.....
.....
2 شنبه هم بارون میومد.....منم خو بارون ندیده!!!!مسیر 10 دیقه ای رو 40 دیقه ای با دوستام اومدیم.....خلاصه رسیدم خونه یه سر ازم اب میچکید.....الانم سرما خورم بیا و ببین....صدام در نمیاد ولی خدا رو شکر شیر اب دماغم باز نیست....
خدایی من خیلی بد شانسم........داداشم که پریشب رفت اینترنت وصل بود...دیشب داشتم رمان میخوندم که مامانم گفت این اینترنتو قطع کن کسی که باهاش کار نداره.....منم حرف گوش کن قطع کردم.....ساعت 11 بود دوباره روشنش کردم ببینم نت خبری هست یا نه......حالا که روشن کردم میبینم چراغ اینترنتش روشن نمیشه!!!!اینقد اعصابم خورد شد که خدا میدونه......کلی هم با مامانم دعوا کردم که تو چیکار به این اینترنت داری اخه؟؟؟بیچاره مامیمم خودش کلی حالش گرفته شد....اخه چون داداشم کارش با اینترنت و الانم که خودش نیست کاراشو من میکنم باید اینترنت وصل باشه.........امروز خواهرم وصلش کرد هوراااااااااااااا........![]()
الانم داره برف میاااااااااااااااااااااااااااااااااااااد![]()
یا خدا چه اپی شد!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیگه بستونه همه ی زندگیمو بهتون گفتم.........![]()
ایشالا خدا نگهدارتوووون باشه خواهران و برادران محترم.......![]()
خیلی دوستت دارم دوست گلم![]()
![]()
در ضمن مخاطب خاص منتظرم بهم نظر بدی!!!!![]()
![]()
| ϰ-†нêmê§ |